پدر کشتگی
اگر چه ما خودمان به طور مادر زادی علامه دهر و عالم به کلیه علوم بیّنه و خفیه می باشیم، مدتی ست که موضوع اصل پدر کشتگی مان با آمریکای جنایتکار و نیز اکثریت قریب به کل ممالک این دنیای فانی، روحمان را در انزوا همچون خوره ، تناول نموده و ابهاماتی را موجب گشته است که آیا این ما بوده ایم که پدر ممالک منحوسه فوق الاشاره را کشته ایم؟ یا آن ممالک منفوره بوده اند که پدر ما را کشته اند ؟ و یا یحتمل هر دو پدر همدیگر را کشته ایم! و آیا اگر قتل المتقابل کرده ایم ،کدامیک از طرفین مخاصمه از آن بی خبریم!؟ و یا اساسا آیا ما پدری آنچنان قدرتمند داشته ایم که یک تنه پدر استکبار جهانی را مقتول کرده باشد؟ و اگر چنانچه ما چنین پدری داشته ایم که یلی بوده در سیستان ، کدام بی پدری توانسته است که پدر ما را که برای خودش پدری بوده است کشته باشد ؟ و اگر آن بی پدر ، ولد النامعلوم و مجهول الوالد باشد ؛ آیا صفت پدر کشتگی بر این حالت مترتب است ، یا اگر این نیست ،پس کدامست و اگر آن نمی باشد ، پس چه می باشد!؟
الغرض ، این مهّم ما را بر آن داشت که در سایه آزادی مطلق و این آرامش مطلوبی که در مملکت گل و بلبلمان حکمفرماست، با فراغ بال و آسایش زائد الوصف، به منظور حل این مسئله مهم ، فارغ از غم نان ،به چله نشینی بنشینیم که مگر معجزات علوم خفیه ، استعانتی نماید و ما را از این اغتشاشات ذهنی بیرون آورد که بحمدالله نتیجه حاصل گردید و ما دانستیم که حکما در هر مقوله ای حکمتی موجود است و سیاستی ! چنانچه بعضی فرشته اند و بعضی دیوند و عده ای می پرند و عده ای میخزند و بعضی خلائق پستان دارند و مهم تر ، گوسفند حیوانی ست از راسته سم داران !!
اما از آنجا که ما در هر موردی علّامه باشیم ، معترفیم که در سیاست و حواشی آن طبق اسناد معتبر در زندگی نکبت بارمان ، برگ چغندر بوده و در مهمترین پوزیشن مان در سطح بادمجان و هویج ظاهر گشته ایم ؛ فلذا بسیار مشعوفیم که حاصل این چله نشینی چنان معلوممان کرد که باید به زمین و زمان شکر گزار باشیم که شرائط طوری مهیا شده است که ما از سطح نباتی ، به سطوحات عالیه حیوانی ارتقا نموده ایم و اعلام می نماییم که فعلا به همان گوسفند بودن رضایت داریم و تااطلاع ثانوی جسارتا بع عع می کنیم تا بزرگان چه تقدیر کنند!….
بدیهی ست گوسفند بودن از هویج بودن بهتر است!
اصلح واحده فاتحه !
همانطور که کلیه مجامع معتبر دنیا مطلعند سیر تحولات ما از آنجا آغاز گردید که ما معتقد به تعدد کاندیدا های ریاست جمهوری بودیم و نظرمان این بود که هر ننه قمری باید بتواند خودش را نامزد این پست خدمتگزاری نماید و شانس خود را در خدمت به این ملت بزرگوار و هشیار و همیشه در صحنه بیازماید،لکن پس از ارشادات مبسوط از جانب عده ای از برادران دینی ، متوجه شدیم که اصولا نمیتوان افرادی را که واضحا به صفت ننه قمر متّصفند به عنوان کاندید ریاست جمهوری به جهانیان قالب نمود فلذا متقاعد شدیم که اساسا آنهایی که اصلحون اربعه را گلچین کرده اند حتما چیزی می دانند که ما طبق معمول نمی دانیم! و پی بردیم که منهاج همین است و چیزی جز این نیست!
باری، با تحقیق و تفحص و ایضا غور و اندیشه در اوضاع کواکب و با نیم نگاهی به رمل و اسطرلاب و مهّم تر از همه، براهین مبرهن برادران دینی ،روند تحولات به آنجا رسید که بر ما مسجل شد که همان اصلح واحده کفایت می کند و مابقی عرض خود می برند و زحمت ما می دارند!
فلذا جهت ثبت در تاریخ و جلوگیری از هرگونه تحریف و تنویر اذهان ضلال از همین تریبون اعلام می نماییم که ما از همان اول می دانستیم که اصلح واحده فاتحه! کیست و بسیار هم خوشحالیم که زمام امور مملکت به کف با کفایت ایشان افتاده و ( چون مابقی تظاهرات شادمانی حرمت دارد!) به همین منظور و به نیت جشن و سرور، با دممان گردو می شکنیم و با جان و دل در خدمت ایشان و همفکران ایشان خواهیم بود و همچنان مشت محکممان آماده کوبش بر دهان استکبار جهانی ست و بر خود وظیفه خواهیم دانست که ضمن سوراخ کردن سطل هایی که قصد ریختن آب به آسیاب دشمن را دارند، به کشور های دوست و برادر در آمریکای جنوبی به چشم خواهر مادری نگاه بنماییم و بسیار مایه افتخارمان خواهد بود که از خروس خوان تا بوق سگ، کار و تلاش بنماییم که یک لقمه نان حلال به لبنان و فلسطین و امثالهم ارسال نماییم و مسلم است که ذائقه مان را عوض خواهیم کرد و با ولع، شیر شتر و سوسمار خواهیم خورد و سعی می کنیم که به تدریج خنده را که ریشه هر مفسده و از دسائس شیطان بزرگ است از لبانمان محو نموده و مثل بچه آدم ماتم را جایگزین آن بنماییم و به قول امروزی ها تریپ افسرده بزنیم و بدیهی ست که دیگر بی حجاب و بد حجاب و کج حجاب و شل حجاب سرمان نمی شود و چماق عدالت را همچنان بر سرشان فرود خواهیم آورد و انشاالله به چنان درجه ای می رسیم که نهی از منکر و امر به معروفمان را هر چه بیشتر در فیلم ها نشان بدهند و سعی میکنیم با تربیت دانشمندان خودی ،بعد از دستیابی به انرژی هسته ای که حق مسلم ماست ،رنگ سبز کلروفیل را هم به یک رنگ موّجه و تیره و تار تغییر بدهیم که مایه سوء استفاده بعضی ها نشود و قس علیهذا……
شایان ذکر است ،آن عده از تاریک اندیشان که ما را به خزندگان و پرندگانی همچون آفتاب پرست و بوقلمون تشبیه میکنند ،بدانند که به زعم ما هیچ چیز نمی دانند و همان بهتر که در جهل مرکبشان ابدالدهر بمانند و ما حتی نخواهیم گذاشت که لنگان خرک خویش به مقصد برسانند!
بدیهی ست ما هم مثل هر انسان فرهیخته ای احتمال دارد در سیر این تحول تاریخیمان به نتایج دیگری برسیم که تومنی صنّار با این نتایج فعلی توفیر داشته باشد که در صورت وقوع ،متعاقبااعلام خواهد گردید.
ختم الکلام، فعلا باید ببینیم باد خنک از جانب خوارزم وزان است یا نه!…..


