اينکه ليلا فروهر بود!
درسالهاي 66 و 67 ؛ آن زمانهايي که تقريبا همه چيز ممنوع بود وموسيقي از نوع کفار پسندش گل سرسبد ممنوعات،درترمينال مسافربري باختران(کرمانشاه فعلي) عده اي با واکمن هاي ابتدايي ان زمان ويک هدفون زهوار دررفته،به فروش کاست هاي خوانندگان معلوم الحال اشتغال داشتند.
روش کار هم به اين صورت بود که فروشنده پس از شناسايي قرباني! از بين رزمندگان اسلام که بوفور در ترمينال يافت ميشدند، واطمينان از غير بسيجي بودن و غير پاسدار بودن شخص مزبور، نوارجديد،نوارجديد گويان دور و بر قرباني مي پلکيد تا قرباني به دام افتاده،از او تقاضاي نوار کند.
در اين لحظه فروشنده به طور مخفيانه وبا رعايت کليه موارد ايمني، واکمني را که زير کاپشنش پنهان کرده بود روشن ميکرد و اجازه ميدادکه قرباني، چند ثانيه اي نوار درخواستي اش را با هدفون گوش کند و پس از اطمينان از صحت خواننده و کيفيت نوار، معامله انجام مي شد!!.
در يکي از همان روز ها ،اين حقير هم که در هيبت يکي از رزمندگان اسلام در ترمينال کرمانشاه عازم مرخصي و منتظر حرکت اتوبوس بودم؛شاهد به دام افتادن يکي از هموطنان آذربايجاني شدم که از فروشنده درخواست نوار ويگن ميکرد.
فروشنده پس از طي شامورتي بازي هايي که شرحش رفت،هدفون را روي گوش هموطن آذربايجاني گذاشت و منتظر عکس العمل مثبت او ماند.
اما هموطن فوق الاشاره يکي دو دقيقه به نوار گوش کرد وهيچ عکس العملي نشان نداد،تا اينکه صداي فروشنده درآمد که:
باطري واکمن تمام شد سر گروهبان !! بالاخره نوار ميخواي يا نه ؟
هموطن آذري چند ثانيه فکر کرد وگفت :ميخوام ولي اينکه ویجن نبود !!!
نوارفروش پرسيد :پس کي بود؟
هموطن گفت: لیلا فروهر بود ! ما با صدای نامحرم حال نمیکنیم ! !

ههه… واقعا تشخیص صدای ویگن بزرگ از این … انقد سخته؟!:دی
یاد ویگن عزیز هم بخیر… روحش شاد… صلوات!:دی
محمد
سپتامبر 24, 2008 at 8:59 ب.ظ
نگاه کن. قصه رو درست تعریف کردی؟ احساس می کنم یه چیزایی توش غلطه!
غضی
سپتامبر 25, 2008 at 10:17 ب.ظ