مصیبت چهارشنبه سوری!
از جمله مصائب کبیره وارده بر مملکت،پس از حمله قوم تتر و کشتار چنگیزخان مغول و شيوع قحطی و طاعون و تیفوس؛مصيبت عظماي چهارشنبه سوري ست که در آن، عده اي فريب خورده و نادان ،در آخرین چهارشنبه هر سال،آتش افروزي مي کنند و با اعمال وقيحه اي همچون خنده و شادی،از روي آتش مي پرند و ضمن زمزمه اوراد شيطاني با آتش تبادل الوان کرده از خود ترقه و فشفشه در می کنند!
اسفا که دربین این جماعت ،غیر ازمجّانین که شب های چهارشنبه زنجیری می شوند ، از هر طبقه ای مشاهده می گردد و اصرار به برپایی این رسم مذموم در بین عامی و طبیب و بیتار و هندسه دان و محصل و معلم و بقال و بزّاز و رزّاز و سمّاک و سایر کسبه شایع است و تبلیغات و تمهیدات مصلحین بشری به جهت ارشاد خلق الله؛چه زبانی ،چه با لشکر کشی و توپ و تشر،کار ساز نگرديده و جماعت منحرف ،بر انجام این رسم بیگانه، مصرّند!
بحمدالله حساب ما همچون باقی افراد فهیم،از این فرقه بکلی جداست و ما ترجيح ميدهيم در خلال ایام انجام اين قبيل رسومات منفوره،برويم و بزمان را بچرانيم!
البته به طریق مشابه و در مواقع حدوث چنین مصائبی،در بعضي اقاليم غاز مي چرانند و در بعضي گاو و شتر! …. عده ای کفتر مي پرانند ،بعضی موش مي دوانند ، جماعتي يقه مي درانند و جمعی قورباغه می ترکانند وهکذا !
اما از آنجا که بنا به مقدّرات اکولوژیکی،مشابهات و مقاربات فراوانی مابین زیستگاه این حقیر،با زیست گاه طبیعی بز وجود دارد و کثرت این حیوان در بلاد ما،چراندن بز نسبت به باقی حیوانات را ارجح نموده و آبا و اجداد این حقیر سالیان سال بز چرانیده اند ؛ ما نیز به تبعیت از این سنت حسنه ،همان را می چرانیم که پدران ما چرانده اند!
علی ای کل حال، توصیه می گردد جماعت فهیم ،بسته به حالاتشان ، بچرند و بچرانند و بپرانند و بدوانند و بدرانند،اما به هیچ وجه من الوجوه و به هیچ نحو من الانحا ، چهارشنبه را نسورانند!
لعن الله علیه العاملین الرسوم المذمومه!

سلام . ممنون که اومدی … امتحان کردی جواب نداد ؟
خیلی خوب می نویسی موفق باشی !
فاطمه
مارس 15, 2009 at 11:55 ق.ظ
سلام.میشه کاری کنید که این کامنتدونی جدو اباد ادم روجلو چشمهاش نیاره .تاحالا چندین بار سعی کردم کامنت بذارم اما زهی خیال باطل.
فعلا فقط امده ام عرض ادب و سال نومبارکی
پرژین
مارس 15, 2009 at 1:11 ب.ظ
خداوند شما را حفظ کناد فرزند که بساط انبساط خاطر ما را فراهم می نمایید!
دست مریزاد! عالی بود!
تازه فهمیدم همکاریم ( بزچرانی و اینا)!!
یکارمندانشجو
مارس 15, 2009 at 1:14 ب.ظ
درود خدا بر بندگان فهیم وهوشیاری چون تو که به جای سوراندن ویا به بیان دیگر سوزاندن اعضا و جوارح خویش و زا به راه نمودن ملت همیشه در صحنه، به سنت حسنه ی بز چرانی پرداخته و راه های رستگاری خویش را هموار می نمایید…..خداوند خیرتان دهاد.
سوگند
مارس 15, 2009 at 2:04 ب.ظ
ما ترجیح میدهیم قورباغه بترکانیم ! البته دوست می داریم یه سری هم بزنیم به شما و اگه بزی باقی مانده بود ، بچرانیمش!!!
رها
مارس 15, 2009 at 8:18 ب.ظ
ای برادر (شما بخوانید بابا)، ما از منجمله آدمانی هستیم که با پریدن از آتش و این رسوم مذمومه مشکلی نداریم ولی بدبختانه وقتی داریم با عیال و اینا از یک خیابان رد میشویم و یک شانه تخم مرغ نثارمان میشود که چرا با عیال پایین نیامده با این جماعت مسرور و چیز تو شلوار، نرقصیدیم، این میشود که زنگ میزنیم کلانتری که بیاییند با آب و صابون و احتمالا صافکار و نقاش ماشین بدبخت و نوی ما را تمیز کنند و به روز اولش در بیارن…. مشکل آتش و پریدن و اذکار شیطانی نیست… مشکل بی جنبه بودن و ملاحظه ی دیگران نکردن این افراد سه نقطه است…
سوت دسته دار
مارس 15, 2009 at 8:32 ب.ظ
اوامر عالی مطاع است. اقدام میگردد و در اسرع وقت نتیجه ی اقدامات طی گزارشی به عرض خواهد رسید…
پسر شاهزاده
مارس 16, 2009 at 1:59 ق.ظ
افشین جان
بزهایت را کجا میچرانی؟
خوش بحالت که بزی برایت باقی مانده
من که خیال خودم را راحت کرده ام. گاو گوسفند فروختم و یک عدد زانتیا خریده ام.
یک کرد دوغ ندیده
مارس 16, 2009 at 9:57 ق.ظ
salam
agar be shazde koochooloo alaghw darin behem sar bezanid matlabe jadid
sadaf
مارس 16, 2009 at 4:38 ب.ظ
پریدن از آتیش و اینا به کنار! فشفشه بازی هم همینطور! ولی تورو خدا بمب اتم تو خیابونا نترکونید! من که پسرم میترسم برم وسط اون خط مقدم های جنگ شهری! دیگه بدبخت اون دختری که به هر دلیلی تا غروب بیرون بوده! حالا دختر هم که هست، همه خوششون میاد ترقه زیر پاش و …! بندازن! نکنید آقا! آتیش بازی کنید ولی جنگ راه نندازید!!!
ققنوس
مارس 17, 2009 at 9:38 ق.ظ
درود نصرا…خان بر افشین میرزا
آفرین. احسنت. یکی از نیکوترین مکتوبات طنزیه بود که افشین میرزا قرائت نموده بودیم خاصه آن پاراگراف بز مدارانه فوق العاده بود.
نصرا...خان
مارس 17, 2009 at 1:44 ب.ظ
سلام…
من بز ندارم…دو تا از بز هاتو قرض میدی بچرونم اجالتا تا بعد از عید؟
قول میدم کبابشون نکنم و نذارم جلوی جماعت گرسنه ای که شام حمله میکنن خونه ما !
Philos: sooske sefid
مارس 17, 2009 at 8:05 ب.ظ
میدونین الان که دارم این کامنت رو میذارم مثل یه بز ترسو از ساعت 4 چپیدم تو خونه!
یکارمندانشجو
مارس 17, 2009 at 8:31 ب.ظ
درود نصرا…خان بر افشین میرزا
به سیاق فرنگی از برای شما پیامی ایمیل نموده ایم ، رویت نموده جواب ارسال دارید.
نصرا...خان
مارس 18, 2009 at 9:18 ق.ظ
ما هم رفتیم روی تسلسل کامنتی!
سلام و عرض ارادت
یکارمندانشجو
مارس 18, 2009 at 10:55 ق.ظ
آمدیم نبودید…
پسر شاهزاده
مارس 19, 2009 at 5:09 ب.ظ
سلام عليكم.
عيد بر شما مبارك باد.
موجز و مختصر به دليل كمبود وقت.
خوش باشيد.
مريم بانو
مارس 20, 2009 at 10:24 ق.ظ
eide shoma mobarak
mahnoosh
مارس 20, 2009 at 5:05 ب.ظ
عطر نرگس / رقص باد / نغمه شوق پرستو های شاد / خلوت گرم پرستوهای مست/نرم نرمک میرسد اینک بهار/خوش به حال روزگار
سال نو مبارک .
فاطمه
مارس 20, 2009 at 7:58 ب.ظ
برای تبریک عید آمدیم قربان…
عید را بر شما هم شادباش گوییم….
پسر شاهزاده
مارس 21, 2009 at 11:26 ق.ظ
سلام بر شما
عید و سال نوتان مبارک باد
صدیق سروستانی
مارس 22, 2009 at 4:53 ب.ظ
داداش من سوخت و رفت ، من که دیر رسیدم خاموشش کنم
کاپیتانی بدون هواپیما
مارس 23, 2009 at 12:53 ق.ظ
هنوز بزهاتان را از چراگاه بازنگردانیده اید؟!!!
سوگند
مارس 25, 2009 at 10:03 ب.ظ
سال نو مبارک. سال خوبی داشته بشی
زیبا مینویسی پس حالا که اینطوره راجع به موسیقی سنتی هم بنویس
مرسی عزیز
موفق باشی
نازنین
آوریل 8, 2009 at 1:03 ب.ظ