اصلح واحده !
همانطور که عموم برادران و خواهران مستحضرند و شرح آن مختصرا در پست قبلی نیز رفت ؛ ما در یک مقطع کوتاه ، تحت تاثیر بوق های استکباری و سطل های آبی که آماده ریخته شدن به آسیاب دشمن بودند، نظرات سخیفی درخصوص قلّت نفرات کاندید شده جهت ریاست جمهوری به مغزمان خطور نموده بود بطوری که معتقد گشته بودیم که به ازای هر ایرانی خوشبختی که در این کشور گل و بلبل به خوبی و خوشی زندگی می نماید ،می بایست یک کاندیدا و چه بسا دو کاندیدا معرفی می گردید که جماعت ایرانی با فراغ بال و پس از تحقیق و تفحص کافی ،به یکی از این بندگان خدا رای داده، رئیس جمهور خودشان را بر تخت بنشانند! و دماغ کسانی را که نام ملاعین و مطربین و مفسدینی نظیر عباس قادری و گوگوش و مرحومه منفوره هایده و امثالهم را در صندوق ها می اندازند بسوزانند!
باری به فضل پروردگار و با راهنمایی دلسوزانه جمعی از برادران دینی که به صورت خستگی ناپذیر در حال تمشیت و ارشاد راه گم کردگان می باشند ، به اشتباه خودمان کاملا پی برده و شیر فهم شدیم که اساسا در این برهه بیشتر از چهار کاندیدا به صلاح نبوده و ما اصولا از اوضاع و احوال موجود چیزی نمی فهمیدیم و محتمل بود که در جهل مرکب ابدالدهر بمانیم که بحمدالله گشایش حاصل گردید!
اما از آنجا که ما در هر حال دارای مقادیری عقل و شعور هم می باشیم و برای خودمان کسی هستیم،مسلما نمی توانیم مناقشات موجود بین کاندیدا ها و افشای اسرار مگو و ریختن پته های همدیگر روی آب را ببینیم و فارغ از هر گرایشی به این نتیجه نرسیم که به عنوان مجسمه بلاهت باید از خودمان بدمان بیاید! فلذا از خودمان بدمان آمده است و این برای طبع لطیف و روحیه حساس و زود رنج ما اصلا خوب نیست و همان بهتر که در انتخابات پنتخابات بعدی ، به جهت حفظ آبروی ملت و سلامت روحی شخص ما، یک نفر را به عنوان اصلح واحده معرفی کنند و جماعت هم اگر دلشان خواست رای بدهند و اگر دلشان نخواست رای ندهند و همان یک نفر رییس جمهور شود و قال قضیه را بکنند و اینقدر مردم را تحقیر نکنند.
می ترسیم این طبع لطیف و روحیه حساس و زود رنج ما عاقبت کار دستمان بدهد!

سلام.
قطعا به موسوی رای می دم گرچه یم دونم همش سیاه بازیه
پرژین
ژوئن 5, 2009 at 9:52 ب.ظ
درود بر حضرتش که شعور و فصاحتش بر بلندای کهکشان همچون شمس تابنده در حالت درخشیدن است و هیچ کس را توان مقابه با قلم روان و فصیحش نمیباشد، باید بر خدمتان عرض کنم که خویشتن را به هیچ عنوان ناراحت نکرده و خاطر خویش بر نمایش مناظره کاندیداها مشوش نفرمایید که اینجانب به شما بشارت می دهم که سخن حضرتعالی مصداق صدق و صداقت و درستی است و اصلا و ابدا از فتوای خویش روی باز مگردانید که اگر در آتیه تعداد کاندیدا ها از چهار به هشت افزایش یافت؛ شبهای طولانی و کسل کننده مناظران جعبه های جادوئی پس از دیدن این همه فیلمهای صدتا یک عدد غاز ، خدای را شکردیدگانشان به یک فیلم سینمائی به نگارش راویان شیرین گفتاری که این نمایشنانه ها را به نگارش در آورده اند منور می گردد و خرسند و سرمست می گردندد که به به! و چه چه ! این” به “بود و آن یکی” اه” /بی خبر از آنجا که پس از اتمام این تئاتر شوخ و شنگ در پشت صحنه دوستان برای هم نوشابه که نه دلستر می گشایند و قربانی صدقه می دهند/ شما نیز اگر هنوز امیال شخصیتان بر کاندید شدن می باشد ،می توانید بعد از گذراندن یک دوره تست بازیگری در این گونه نمایشنامه ها نقش ایفا بفرمایید/ و عموم مردم را به شور و شعف وادارید که از خندان حتی یک ستاره کردگار نیز از شما دلشاد و خوشنود می گردد/
والسلام علیکم و …
ستاره
ژوئن 5, 2009 at 10:08 ب.ظ
از اون ور بوم افتادید جناب سلحشور
نه به اون شوری شور
نه به این بی نمکی
اگه اصلح رو اعلام کردن خبر دهید
هر چند گفتند ما کم هوش و هواسیم
شیمودا
ژوئن 6, 2009 at 1:09 ق.ظ
باز هم بسی بسیار جای شکرش باقیست که به اشتباه خود پی بردید !!!
اگر می خواهید خاطرتان مکدر نشود از دوره های بعد علنا یک نفر را آقایان بزرگوار بر تخت بنشانند !!
میم مثل باران
ژوئن 6, 2009 at 8:17 ق.ظ
اين احساسات لطيف شما ما را كشته است!
مريم بانو
ژوئن 6, 2009 at 4:22 ب.ظ
کاش می شد آن اصلح واحده هم خودتان بودید حضرت ! ستادی برایتان راه می انداختم که نظیرش نباشد !
رها
ژوئن 7, 2009 at 1:14 ق.ظ
ما هم تاب این افشاگری ها را نداریم ! همان صالح واحد
را ترجیح می دهیم! اصلح هم نبود، نبود حالا!
نیمه جدی
ژوئن 8, 2009 at 9:51 ق.ظ
آقا ابهام زدایی کنید لطفا از این پست بلکه ما هم چیزی دستگیرمان بشود. لطفا. ذیلا چندی از نکات ابهام جهت تنویر افکار را معروض می دارد. هم اکنون نیازمند تنویر خوبتان هستیم:
1- در سطر اول منظورتان دقیقا از “یک مقطع کوتاه” چیست؟ کدام مقطع و دقیقا کوتاهی (یا بلندیش فرقی نمی کند کلا طول مقطع) چقدر است؟
2- در همان سطر اول (که البته کمیش هم به سطر دوم رسیده) در ترکیب “بوقهای استکباری” دقیقا منظورتان کدام بوق و کدام استکبار است؟ نوع بوق در تفهیم بهتر مطلب بسیار اهمیت دارد.
3- در سطر ششم از پارا گراف اول در عبارت “مفسدین” منظورتان کدام نوع مفسدین بوده دقیقا آیا؟ همان مفسیدن اقتصادی که اسمیشان اعلام شده یا نوع مفسده “چیز” دیگری بوده؟ روشنگری بفرمایید خواهشا.
4- واژه “پنتخابات” از ساخته های جدید فرهنگستان لغت است آیا و یا واژه ایست که شما در راستای تخریب خط و نگارش فارسی به تحریک و تشویق بیگانگان از خود به صورت خودساخته، ساخته و پاخته اید و الکی پلکی برای این متن انتخاب پنتخابش فرموده اید؟؟
5- جان شما تا این چهار ابهام را نزدایید و شفاف سازی نفرمایید محال است که سایر ابهامات اساسی وارد بر این متن را معروض بداریم.
سعید
ژوئن 8, 2009 at 8:35 ب.ظ
با اجازه حضرتش
1- ابهامات فراوان است از اول تا آخرش مقطع کوتاه وقتی تکرار می شود بلند است وقتی به حالش تری یا زری وارد میشود کوتاه میگردد
2-بوق بوق است از بوق بوق استفاده کنند حالا ایرادی ندارد چه بوقی باشد میلیاردیش بهتر
3-مفسدین هم همانهایی که فساد بر پا می کنند و به قولی مته به خشخاش می گذارند مثل من
4- پنتخابات واژه ایست به زبان پشتو که وقتی انتخاباتی ها در زمان 10000000000 سال قبل از میلاد مسیح به جزائر منتخابات رفتند این واژه را استفاده می کردند که افشین میرزا با زیرکی آن را وارد ادبیات ایران کرد
5 – افشین میرزا جان عمه تان به این دوست گرامی بگویید مابقی را ایراد بفرمایند تا ما هچون نخود هر آش فراشتان باشیم
ستاره
ژوئن 10, 2009 at 3:30 ب.ظ
دخترک قدمها را آهسته در مقابل هم می گذاشت؛
بادوم ،شکستم، بادوم ،شکستم، بادوم ،شکستم،بادوم،…
منتظرم یک عجبی بفرمایید
ستاره
ژوئن 10, 2009 at 3:31 ب.ظ
منم با همه ی احوال به موسوی رای میدم . ولی دفعه دیگه به همونی که شما میگین
صدیق سروستانی
ژوئن 11, 2009 at 12:10 ب.ظ