وبلاگ بی مخاطب

نوشته های گاه و بیگاه افشین سلحشور

اصلح واحده فاتحه !

with 14 comments

همانطور که کلیه مجامع معتبر دنیا مطلعند سیر تحولات ما از آنجا آغاز گردید که ما معتقد به تعدد کاندیدا های ریاست جمهوری بودیم و نظرمان این بود که هر ننه قمری باید بتواند خودش را نامزد این پست خدمتگزاری نماید و شانس خود را در خدمت به این ملت بزرگوار و هشیار و همیشه در صحنه بیازماید،لکن پس از ارشادات مبسوط از جانب عده ای از برادران دینی ، متوجه شدیم که اصولا نمیتوان افرادی را که واضحا به صفت ننه قمر متّصفند به عنوان کاندید ریاست جمهوری به جهانیان قالب نمود فلذا متقاعد شدیم که اساسا آنهایی که اصلحون اربعه را گلچین کرده اند حتما چیزی می دانند که ما طبق معمول نمی دانیم! و پی بردیم که منهاج همین است و چیزی جز این نیست!
باری، با تحقیق و تفحص و ایضا غور و اندیشه در اوضاع کواکب و با نیم نگاهی به رمل و اسطرلاب و مهّم تر از همه، براهین مبرهن برادران دینی ،روند تحولات به آنجا رسید که بر ما مسجل شد که همان اصلح واحده کفایت می کند و مابقی عرض خود می برند و زحمت ما می دارند!
فلذا جهت ثبت در تاریخ و جلوگیری از هرگونه تحریف و تنویر اذهان ضلال از همین تریبون اعلام می نماییم که ما از همان اول می دانستیم که اصلح واحده فاتحه! کیست و بسیار هم خوشحالیم که زمام امور مملکت به کف با کفایت ایشان افتاده و ( چون مابقی تظاهرات شادمانی حرمت دارد!) به همین منظور و به نیت جشن و سرور، با دممان گردو می شکنیم و با جان و دل در خدمت ایشان و همفکران ایشان خواهیم بود و همچنان مشت محکممان آماده کوبش بر دهان استکبار جهانی ست و بر خود وظیفه خواهیم دانست که ضمن سوراخ کردن سطل هایی که قصد ریختن آب به آسیاب دشمن را دارند، به کشور های دوست و برادر در آمریکای جنوبی به چشم خواهر مادری نگاه بنماییم و بسیار مایه افتخارمان خواهد بود که از خروس خوان تا بوق سگ، کار و تلاش بنماییم که یک لقمه نان حلال به لبنان و فلسطین و امثالهم ارسال نماییم و مسلم است که ذائقه مان را عوض خواهیم کرد و با ولع، شیر شتر و سوسمار خواهیم خورد و سعی می کنیم که به تدریج خنده را که ریشه هر مفسده و از دسائس شیطان بزرگ است از لبانمان محو نموده و مثل بچه آدم ماتم را جایگزین آن بنماییم و به قول امروزی ها تریپ افسرده بزنیم و بدیهی ست که دیگر بی حجاب و بد حجاب و کج حجاب و شل حجاب سرمان نمی شود و چماق عدالت را همچنان بر سرشان فرود خواهیم آورد و انشاالله به چنان درجه ای می رسیم که نهی از منکر و امر به معروفمان را هر چه بیشتر در فیلم ها نشان بدهند و سعی میکنیم با تربیت دانشمندان خودی ،بعد از دستیابی به انرژی هسته ای که حق مسلم ماست ،رنگ سبز کلروفیل را هم به یک رنگ موّجه و تیره و تار تغییر بدهیم که مایه سوء استفاده بعضی ها نشود و قس علیهذا……
شایان ذکر است ،آن عده از تاریک اندیشان که ما را به خزندگان و پرندگانی همچون آفتاب پرست و بوقلمون تشبیه میکنند ،بدانند که به زعم ما هیچ چیز نمی دانند و همان بهتر که در جهل مرکبشان ابدالدهر بمانند و ما حتی نخواهیم گذاشت که لنگان خرک خویش به مقصد برسانند!
بدیهی ست ما هم مثل هر انسان فرهیخته ای احتمال دارد در سیر این تحول تاریخیمان به نتایج دیگری برسیم که تومنی صنّار با این نتایج فعلی توفیر داشته باشد که در صورت وقوع ،متعاقبااعلام خواهد گردید.
ختم الکلام، فعلا باید ببینیم باد خنک از جانب خوارزم وزان است یا نه!…..

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh ::100C :: oyax :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other

Written by افشین سلحشور

ژوئن 13, 2009 روی 9:43 ق.ظ

14 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. فعلآ که بدجوری باد خنک از جانب خوارزم وزان است !

    رها

    ژوئن 13, 2009 at 3:42 ب.ظ

  2. خنک که چه عرض کنم؟!!!!!

    پروین

    ژوئن 13, 2009 at 4:30 ب.ظ

  3. وزان که چه عرض کنم!!
    می ترسم طوفان شه !

    میم مثل باران

    ژوئن 13, 2009 at 5:28 ب.ظ

  4. بسم /ا…/………

    سلام علیکم

    ببخشید که دیر آمدیم /این بادی که از سوی خوارزم قرار بود بوزد دیشب از اتاق خواب هم ایشان که فرمودید به صورت شیمیایی وزیدن گرفت و متاسفانه جمع کثیری از ملت را جانباز شیمیایی نمود و همین باعث شد ما نیز در حیرت تماشای این همه جانباز باشیم و از این شدت وزش نسیم طوفان نما با بوی باقالی مبهوت گردیم/چون ما دارای ماسک با مارک معروف” آدم نمیشی “بودیم و خویشتن را درگیر فریضه انتخابات بو دار نکرده بودیم و وارد محافل جنگ علیه مستکبرین نشدیم البته سعادت نبود و خدا قسمت نکرد/وگرنه این هم سعادتی میخواهد که لایق هر کسی نیست/ از این نسیم بی نسیب ماندیم و این بو بر مشام ما نرسید تا دماغ مبارکمان مانند جانبازان بزرگوار بسوزد/
    امیدوارم کسانی که با دمشان گردو میشکنند چونان دمشان لای در گیر کند که جای نشستشان به جای دماغ این دوستان آتشفشانی گردد و مواد مذابش ماتهتهانشان را جزغاله نماید/و گردوهایش هم نوش جان برادران مظلوم/عذر تقصیر که دیر خدمت رسیدیم

    ستاره

    ژوئن 13, 2009 at 5:57 ب.ظ

  5. ستاره بینور هم آپ است با اراجیفی چند! به نام مترسک عجبتان با قیمتی به گرانی الماس نور خریدارم و مشتاق!که قابل شما را ندارد

    ستاره

    ژوئن 13, 2009 at 6:03 ب.ظ

  6. آنان که شما گرامی بزرگوار را به آفتاب پرست و بوقلمون تشبیه می کنند افکارشان در طرح الگوی مصرف قرار دارد و لامپهای اضافیش خاموش می باشد و همچنان در تاریکی باقی خواهند ماند/ چرا که ستاره اصرافگر خائن مستکبر ومنافق و بی دین و مرتد لازم الحد می داند چه طاووس هفتاد رنگی تشریف دارید

    ستاره

    ژوئن 14, 2009 at 9:44 ق.ظ

  7. همواره بی نظیرید قربان…

    پسر شاهزاده

    ژوئن 17, 2009 at 12:06 ق.ظ

  8. گر تو خود نبینی
    که تو را خواهد دید؟
    گر تو خود نرقصی
    که تو را رقصانَد؟
    گر تو خود نگریی
    بر تو خواهند گریست!
    گر تو خود نخندی
    که تو را خندانَد؟
    در خود، تو اگر خدا ببینی
    چه خوش است …
    … خود را بِپَرَست
    که یار، شادان مانَد

    فاطمه

    ژوئن 18, 2009 at 12:10 ب.ظ

  9. مواظب باشيد ناگهان هوا طوفاني نشود آنوقت نمي دانم چگونه جهت را تشخيص خواهي داد!

    مريم بانو

    ژوئن 18, 2009 at 11:33 ب.ظ

  10. آورده اند که در شبی تاریک و سرد،مردی غریب از کنار روستایی می گذشت،سگ های روستا که وجود غریبه ای را احساس کرده و تحمل حضورش را نداشتند،پارس کنان به سوی مرد هجوم آوردند،مرد که بسیار ترسیده بود و در آن شب یخبندان در آن صحرای غریب پناهگاهی هم نداشت،خم شد تا از روی زمین سنگی برداشته و از جان خود در برابر سگ های خونخوار دفاع کند،ناگهان متوجه شد که سنگهای این روستا از شدت سرما و یخبندان به زمین سخت چسبیده اند….از سر بیچارگی بانگ برآورد که:آهای مردم این آبادی!!! این چه سرزمینیست که سنگ ها را بسته و سگ ها را باز گذاشته اید؟؟؟
    امروز در ایران ما نیز سگ ها را رها و سنگ ها را بسته اند.مطلب را در وبلاگم دنبال کنید.[گل]

    اهریمن

    ژوئن 19, 2009 at 11:54 ق.ظ

  11. این اصلح واحده ی فاتحه ، بدجور فاتحه ی دموکراسی را خوانده !
    ما هم به باد خوارزم پناهنده شده ایم !

    نیمه جدی

    ژوئن 19, 2009 at 2:24 ب.ظ

  12. عجب!
    حضرتا حکم جدید؟

    ستاره

    ژوئن 24, 2009 at 11:35 ق.ظ

  13. سلام بر جناب سلحشور
    ارادت ما کما فی السابق باقی و جاری و ساری است.

    نیمه جدی

    ژوئن 24, 2009 at 11:45 ب.ظ

  14. ما نیز ارادتمان همان است که نیمه جدی فرمایش کردند و البته در ادامه اش نیز اضافه بفرمایید عاری از هر رنگ و ریایی

    ستاره

    ژوئن 25, 2009 at 8:33 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد