وبلاگ بی مخاطب

نوشته های گاه و بیگاه افشین سلحشور

ما خيلي سرمان مي شود

with 18 comments

از آنجا که ما بسيار آدم متواضع و افتاده اي مي باشيم و مراتبمان در فروتني و خاکساري چنان است که به ضرب المثل مبدل گشته ايم؛ قصد نداريم که با بيان فضايل و کمالات اظهر من الشمس اطاله کلام نماييم که به حول قوه الهي، صفات حميده ما بر خلايق آشکار بوده و مي دانيم که حب ّ ما در قلوب جميع جماعت با شير اندرون شده و انشاالله با خون به در خواهد گرديد. فلذاست که ما از تکرار بديهيات،اگر چه در حکم قند مکرر است؛ پرهيز نموده و مانند هميشه ميلي به آن نداريم!
لکن از آنجا که وعظ و ارشاد رعايا از اوجب واجبات بوده و اين مهم به نحوي از انحاء که فهمش از دايره رعيت عامي خارج است به عهده مبارکمان نهاده شده ، لازم است اشاره نماييم که شخص شخيص ما علاوه بر فتح قلل و اتلال رفيع علوم زمانه و مجاهدات بسيار در منافع و مصالح عامه که واضحا از اثرات و وجناتمان پيداست!؛ در تحليل سياسي هم سرآمد اقران مي باشيم و اين احاطه تا به آنجاست که اهمّ بلاد، عموم تحليلات وزين و گرانمايه ما را جزء به جزء به کليه زبان هاي زنده دنيا ترجمه نموده ، مورد تحقيقات و فحوصات ديپلماتيک قرارمي دهند تا سر منشا تصميمات و تحولات جهاني باشد!!
با اين وجود، منتقدين ما که از قضاي روزگار، بسيار کثير التعداد بوده و از قضاي ديگر روزگار، در اقصي نقاط جهان هم پراکنده مي باشند؛ متداوما در جرايد و مطبوعات اعلام مي نمايند که تحليل هاي سياسي و افاضاتي که ما بروز مي دهيم، بسيار کشکي ،آبدوغ خياري و مايه آبرو ريزي بوده و گستاخي و جسارت تا به آنجا رسيده است که ارزش صد من تحليل صادره از ما را در بازار به پشيزي متقابل نموده اند!!
در خصوص اين جهّال لازم به ذکر است که ما هر چقدر هم بخواهيم فرعيات را ناديده بگيريم ، محال است که از اصول لايتغيّرمان تخطي نماييم و به سبب تعاليم همين اصول است که اجمعين رعاياي وطن و نيز جماعت بلاد فرنگ، چنانچه آنچه را که ما مي گوييم گفته و زير علم ما سينه بزنند صد البته در مرتبت انسان هاي فهيم قرار مي گيرند و چنانچه غير از اين باشد ، در رده ساير موجودات!!
و بسيار بديهي ست که منتقدين فوق الاشاره (که مي خواهيم سر به تنشان نباشد) جزء ساير موجودات مي باشند و از درجه اعتبار انساني ساقط!
باري، من باب تحليل سياسي در خصوص واقعه اسف بار نوبل!، ما معتقديم که با وجود هزاران نفر شخصيت مسالمت جو و صلح طلب در همين آب و خاک که به صورت شبانه روزي در خدمت صلح جهاني مي باشند و آزارشان به يک مورچه هم نرسيده و صد البته کرور کرور از اين قبيل جوايز، ذره اي از خدمات و حسناتشان را جبران نمي کند!؛ اعطاي جايزه صلح نوبل به اوباماي جنايتکار و افسد مفسدين ، هدفي نداشته است جز عناد برگزارکنندگان سر سپرده مراسم مذکور با صلح و سلام و صلوات ،و ايضا ستيزه جويي با آن عده از روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان وطني که بلا وقفه در حال افشاگري اسرار مگو و شناساندن ابعاد و زواياي مختلف جرثومه هاي فساد مي باشند ! ( خدا وکيلي مادر گيتي تا به امروز دستگاهي را که بتواند با اين ظرافت از کوچکترين جزئيات و مخفيّات جرثومه هاي فساد سر در بياورد، نزاييده است! )
از آنجايي که نويسندگان فوق الاشاره ،در هر دوره برگزاري مراسم، به حق و بنا به عادت مالوف !، ضمن بيرون آوردن دست استکبار جهاني از آستين برنده جايزه نوبل ، سر نامبرده را به آخور پير استعمار فرو نموده؛ يک سطل نيز جهت ريختن آب به آسياب هاي معلوم الحال در دست ايشان تعبيه مي نمودند؛ برگزار کنندگان مراسم وقيحه صلح نوبل تصميم گرفتند اين بار ، جايزه را به سر منشا و سر چشمه مظالم اهدا نمايند تا روزنامه نگاران موصوف ، در چالش جديدي قرار گرفته و قادر نباشند به سرعت مکشوفات جديدي غير از اين موارد هميشگي بروز دهند !و لذا بدينوسيله مقاديري از شدت مشت هاي محکم به دهان استکبار جهاني بکاهند!!
لکن زهي خيال باطل که به عزا نشاندن مادر اهدا کنندگان جايزه صلح نوبل، همچون مشابهات وطني ،از سهل ترين امور جاريه است! و حل و فصل اين قبيل تقابلات به قول خودشان نو پرابلم مي باشد!
با توجه به تحليل موجز فوق ، در ختم مقال که بنا به رسومات کتابت بايد نتيجه اي از آن حاصل شده، اهمّ قضيه ذکر گردد؛ نتيجه ميگيريم که ما خيلي سرمان مي شود و بيشتر از اين بايد قدرمان دانسته شود! و مسلما خوانندگان محترم وبلاگ بي مخاطب هم به چنين نتيجه اي رسيده اند!!!
….. تا بعد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh ::100C :: oyax :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other

Written by افشین سلحشور

اکتبر 22, 2009 روی 10:50 ق.ظ

18 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. سلام عليكم
    يكيش همين خود ما آقا..كسي به صلح جو بودن ما نميتواند ايرادي وارد كند منتهاي مطلب ما توي سازمان نوبل اينا اشنا و پارتي نداريم

    انار

    اکتبر 22, 2009 at 12:31 ب.ظ

  2. درود و دوصد بدرود
    ضل عنایات مقامات شامخ جمهوری اسلامی بدون فوت وقت دستور خارج کردن پدر اهدا کنندگان جایزه صلح نوبل به ضرس قاطع صادر گردید.
    باشد که آیندگان عبرت گیرند.

    دست نوشته

    اکتبر 23, 2009 at 1:24 ب.ظ

  3. درود

    اول : از اطلاعتون برای خوندن دست نوشته های خوبتون ممنونم

    دوم : نوپرابلم ! … وسط اون همه کلمه ی بسیار قلمبه ی فارسی دری و عربی دربدری ! بسیار جالب توجه بود !

    سوم : موفق باشید و نویسا …

    ماندانا ابری

    اکتبر 24, 2009 at 8:24 ق.ظ

  4. سام و علیکم.
    ضمن تشکر فراوان از متن سیاسی ادبی بین المللی جنابعالی، امیدوارست جوانان این مرزو بوم دست استکبار سایر مرزو بوم ها را با طبر دیپلماسی منقطع نموده و خود یکه و تنها تمام جوایز نوبل را همیشه در دست گیرند.خوش و خرم باشید و ممنون از لطف شما.

    یتیم

    اکتبر 24, 2009 at 8:25 ق.ظ

  5. استاد مثل همیشه بی بدیلید، سالم و پایدار باشید

    مریم

    اکتبر 24, 2009 at 9:19 ق.ظ

  6. سلام مرسي كه بهم سر زدي. برادر من چرا از ترس خوب ما برتريم ديگه درسته شما زور بازوتون بيشتره ولي دليل برتري حساب نميشه.بازم پيشم بيا

    ساويز

    اکتبر 24, 2009 at 9:55 ق.ظ

  7. قدم رنجه فرمودید و مرا مرهون لطف خود نمودید ، سپاسگزارم از محبتتان استاد .

    مریم

    اکتبر 24, 2009 at 3:15 ب.ظ

  8. ولی ما اعتراف میکنیم که کم سرمان می شود!!

  9. درود بر افشين ميرزا
    به جان عمه جانم من اين نوشته ي نغز را خوانده ام و فتوايي بس طويل هم ارائه كردم اما چون ويندوز عوض كرده بودم براي پاره اي سوالات نظرم را به تعديليه بردند.
    منتظر مي مانم تا بلكه جنازه ي نطرم كه به وسيله ي اغتشاشگران اسراييلي هاي آمريكايي صفت انگليسي تبار مفقود گرديده خبري رسد.
    اگر هم نرسيد كه شهادت كامنتي در راه جناب افشين ميرزا افتخار است.
    نظر بعدي را با دوباره خواندن متن تقديم خواهم كرد.

    ستاره

    اکتبر 26, 2009 at 11:56 ق.ظ

  10. طبق معمول عالی بود . یعنی خدا بودا!
    دست مریزاد

    نیمه جدی

    اکتبر 26, 2009 at 11:10 ب.ظ

  11. ma kheli vaghat ast midanim shoma kheli saretan mishavad.har bezhi.

    parzhin

    اکتبر 28, 2009 at 8:30 ب.ظ

  12. ما پیشترها متوجه تواضع و افتادگی شما گشته بودیم و اندر کف فهمیدگی شما بوده میباشیم…
    آن منتقدین جاهل را هم به هیچ کجایتان حساب نفرمایید افشین خان.

    سوگند

    اکتبر 30, 2009 at 12:10 ق.ظ

  13. سلام بقول خودتان عجب!!!

    معصومي

    اکتبر 31, 2009 at 3:05 ب.ظ

  14. راستي براي قرار دادن لينكهاي بالاترين و دنباله و غيره بايد ارتقا بديم وردپرس رو؟

    معصومي

    اکتبر 31, 2009 at 3:11 ب.ظ

  15. :) دست به قلم خوبی بود . موفق باشی

    websaz

    نوامبر 1, 2009 at 3:53 ب.ظ

  16. آقای سلحشور عزیز، خداوند شما را هم حفظ کند. حقیقت اینست که ما هم قلم شما را خیلی دوست داریم. حتی ته دلمان گاهی مختصر حسادتی هم می‌کنیم! شنگول باشید.

    میرزاده خانم

    نوامبر 2, 2009 at 1:33 ب.ظ

  17. نیستید استاد، دلتنگتان گشتیم
    به ما سر بزنید خوشحال خواهیم شد

    مریم

    نوامبر 4, 2009 at 3:23 ب.ظ

  18. به وقت گریه خودم را به وقت خنده تو را
    چکانده ام به زمین و رسانده ام به سما
    بلور بغض و سکوتم بیا و بشکن تو
    به یک تلنگر ناغافلم , همین حالا
    قضیه بر سر یک عمر زندگی با نوست
    اگر چه چانه زدم با تمام انسان ها
    هوای چشم تو کافی است تا بدل سازد
    مرا به سعدی و حافظ مرا به مولانا
    [گل]

    فاطمه

    نوامبر 7, 2009 at 12:11 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد