وبلاگ بی مخاطب

نوشته های گاه و بیگاه افشین سلحشور

منافذ علميه

با 22 دیدگاه

از جمع کثيري از اجّله ادبا و فضلاي وجيه الوجهه ي ساكن در اقاصي و اداني بلاد مختلفه ، عرايضي واصل گرديده است که چرا ما اينقدر محجوب و مأخوذ به حيا مي باشيم و نسبت به ترويج و تشهير خودمان قصور کرده، در تحقق اين مهّم ، مبلّغ و ميسيونر به اطراف و اکناف گسيل نمي نماييم تا به نحو شايسته از ما تعريف و تمجيد گردد!!؟
فرموديم مکاتبه کنند که ما به جهت بعضي امور محرمانه و حفظ امنيت اندروني ، تصميم گرفته ايم مدتي خفيه کاري کرده،کمتر قربان صدقه خودمان برويم !
في الحال ، اندروني به سبب وقوع بعضي حالات نادره در ما ، متلاطم و متشنج است! آنچه که در معيت ادباي متتبّع و علماي متبحر از کتب و نسخ و کتيبه جات قديمه استنتاج کرده ايم اين است که چنين احوالاتي بنا به مقدّرات الهي ،هر چند صد سال يکبار بر يکي از بندگان متمايز و ممتاز حادث مي گردد .
از آنجا که شخص شخيص ما طي يک فرايند پيچيده و در اثر سوراخ شدن ماتحت آسمان به اين دنياي فاني نزول نموده ايم؛از قرار معلوم اين بار قرعه به شخص شخيص ما اصابت کرده و تقدير بر اين منوال بوده است!
باري، في الباب شرح ماوقع اينکه تراکم علم و دانش و حکمت و فضل در ما به قدري گرديده که کالبد جسماني مان تاب ذخيره آن را نداشته و متداوما ،قسمتي از يم لايتناهي و عديم النظير معلومات ما ،بلا اختيار از اهمّ منافذمان به بيرون ترشح و تراوش مي نمايد!!
اگر چه ما در غايت فتوت و سخاوت ، رضايت داريم که جماعت طالبين حکمت و فنون از اين حالت “ترکمان العلوم” ما مستفيد گشته ، از اين منافذ علمي بهره مکفي ببرند لکن احتمال مي دهيم؛ استکبار جهاني به محض اطلاع از اين تراوشات و ترشحات، به نحوي از انحا، في المثل ،با استفاده از افراد لعيني همچون “جک باور ” در صدد سرقت ما برآمده و خزينه علم و معرفت مان را مورد سوء استفاده قرار دهد!
خوف داريم که يحتمل، وظيفه جواسيسي که با حربه قر و قمبيله در سرحدات گرفتار شده اند آن بوده است که فرموديم!
بديهي ست براي ما که در لطافت طبعمان شکي نيست؛ مسروقيّت و جلاي اجباري وطن و حشر و نشر با جماعت دد منش و خونخوار و زبان نفهم ينگه دنيا ، کمثل سکته مسجل مي باشد و ما هنوز در عنفوان جواني بوده و حيف مي باشيم!
القصه، عده اي را عقيدت بر اين است که ينگه دنيا جاي ترقي بوده و جماعت شان همانقدر که ددمنش و خونخوار مي باشند، شايسته سالار و ديموقرات هم مي باشند و اگر چنانچه ما با صفات حميده مشروحه فوق الذکر ، وارد بلاد غريب غرب بشويم به طرفه العيني نردبان ترقي را پيموده و چه بسا براي خودمان دبدبه و کبکبکه اي راه بياندازيم و توفيق پيدا نماييم که از همين نردبان ترقي صعود کرده، قسمتي از لايه اوزون را که در محدوده مسلمين قرار دارد ، ترميم نموده ، شق القمر بنماييم!
عده اي از معاندين هم اظهار کرده اند که اين علم و دانش ما به جز خودمان به درد هيچ بني بشري نمي خورد و اگر چنانچه استکبار اقدام به سرقت و انتقال ما به ينگه دنيا نمايد؛ شانس بياوريم ؛ با يک درجه تخفيف به عنوان کود در مزارع ذرت مورد استفاده قرار مي گيريم!
مانده ايم حيران!!…….از يک طرف خدمت به خلق خدا و ترميم لايه اوزون در محدوده مسلمين است که وسوسه مان مي کند و از طرفي، اگر قرار است بواسطه وجود لامع النور ما، اجنبي بي دين، بلال شيري مرغوب کوفت نمايد که خسر الدنيا و الاخره ايم!
تا صاحبنظران را چه عقيدتي باشد….

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh ::100C :: oyax :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other

نوشته شده توسط افشین سلحشور

نوامبر 18, 2009 at 10:58 ق.ظ

عدم افاقه

با 38 دیدگاه

بسیار متعجب و مکدّریم از اوضاع این ولایت! …..حیف از آن همه درهم و دینار! کاش تمام نقود و مسکوکاتمان را مصروف تصدّقات واجبه به بلاد عرب می نمودیم تا صرف انسداد و اعوجاج لا تاثیر مجاری وارده از بلاد کفر !!
گمان می کردیم با کثرت باج و خراج و قلّت مداخل، امان از مساکین بی تسکین بریده ،عاشقی را از یادشان می بریم! اما این جماعت گرسنه،دست از هامون ضلالت نمی کشد!……. گماشتن فوج فوج گزمه و عسس و محتسب بر خلائق و دباغی پوست رعیت و تحکمات و تهدیدات و نیز ،تنبان به سر کشیدن و قرق اسواق و اخافه و ارعاب هم افاقه نکرده و نمی کند !
دریغ که اصاغر و اکابر از نساء و رجل، به جای استغراق در دریای زلال ما ،کماکان به غواصی در بحور غریبه مشتاق بوده،افعال معکوس و مخالف طبع بروز می دهند!
باری، ادای کلمه “نمی دانیم” ؛ برای شخص والا مناقبی مثل ما با این هیمنه و میمنه ،که از پرده غيب به منصّه مشهود نازل شده ایم و بر عموم موجودات بی شعور و ذی شعور، سروری و سیادت داریم؛ بسیار ثقیل می باشد !
لکن باید اعتراف کنیم که نمی دانیم این رعیت یاغی ( که خیر و صلاح خودش را ندانسته و نمی داند و نخواهد دانست!) در استکبار جهانی چه دیده است که ما هر چقدر درّ و گوهر افشانده، فضایل و کمالات معنوی از خودمان متصاعد می نماییم؛ میخ حدیده است در رئوس کمثل الحجر !
ما بسیار نگران عاقبت این بشریت نادان می باشیم! منفعت دنیا و آخرت در آن است که بدهیم به جهت تمشیت امور و بنا به مغتنمات حال و صلاح مستقبل ، صراطشان را به نحو مقتضی مستقیم نمایند!
خاتمه الکلام ، والسلام.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh ::100C :: oyax :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other

نوشته شده توسط افشین سلحشور

نوامبر 9, 2009 at 10:33 ق.ظ